برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
وقتی دانشجوی یک شهر دور شدید و وسیله نقلیه مورد استفادهتان برای برگشتن به خانه اوتوبوس بود، خیلی برای دیدن فیلمهای نمایش خانگی عجله نکنید، چون صدای فیلمی که قبلا دیدهاید توی اتوبوس خیلی روی مختان است -_-
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
امروز چقدر هوا گرفته بود. فقط توانستم یک صفحه بافتشناسی بخوانم. باران آمد و من از جایم جُم نخوردم. حتی به باران توجه نکردم... دوباره آن تخیلات احمقانه به سراغم آمدند و مجنون شدم. بعد برای هزارمین بار موارد سر زدن به روانشناس، علائم افسردگی و بیماریهای روان و آدرس کلینیکهای سلامت روان اهواز را سرچ کردم. حصار خانه هم دلم را زد. دلم برای اهواز عجیب تنگ شد. یک آن خسته شدم از زنده بودن. عجیب است. تجربیات بد گذشته و عادت به تخیل دیوانهوار به همراه احساس شرم و گناه تمام وجود مرا تصاحب کردهاند. دلم میخواهد همه چیز را فریاد کنم که شاید رها شوم اما نمیشود. تا به کجا با خودمان سر و کله بزنیم در حال بد؟ شاید بهتر است حال بد را رها کنیم. به سر و وضع اتاق و خودمان برسیم و بگوییم مگر ما چند سال زندهایم که نصفش به غم بگذرد؟ هوای گرفته را فقط خدا میتواند عوض کند، هوای دل اما توفیر دارد...
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
۹۵/۲/۲۳
لیلا هوس کرده خودش عاشق مجنون بشود
تا داستان عشق از کلیشه بیرون بشود
:)
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب: مختصر,
نویسنده: ماهان حسینی